کسب مقام در جشنواره طنز مکتوب

  • PDF
  • چاپ
  • نامه الکترونیک

چهار نفر از نویسندگان ستون آزاد در پنجمین جشنواره طنز مکتوب خوش درخشیدند!

احمد نوری نفر سوم / داستان کوتاه
ارژنگ حاتمی نفر دوم/ فیلمنامه
سعید ترشیزی تقدیر / نثر محلی
مجید رحمانی صانع نفر سوم / شعر

 

اسامی برگزیدگان جشنواره پنجم نیز به قرار زیر بودند:

در رشته شعر:

عباس احمدی برای شعر «گمشده و سنگ قبر»

امید مهدی‌نژاد برای شعر «قصیده مدحیه؛ برای ابوالفضل زرویی»

3ـ مهدی فرج‌اللهی برای شعر «مجموعه شعر طنز» و مجید رحمانی صانع برای شعر «واردات چینی»

تقدیر: راشد انصاری برای «رباعیات»

(داوران: اسماعیل امینی، محمدحسین جعفریان، سیدعبدالرضا موسوی)

در رشته نثر:

1ـ محمدرضا محمدی برای «مشاوره تلفنی»

2ـ هادی دینوری برای «14 نثر کوتاه»

3ـ مهدی زارع برای «اهدای عضو»

(داوران: یوسفعلی میرشکاک، سیدعلی میرفتاح، شهرام شکیبا)

در رشته داستان:

1ـ سیدعمادالدین قرشی برای «گزارشی از یک ماجرای عشقی»

2ـ محمدتقی حسن‌زاده توکلی برای «این داستان عنوان ندارد»

3ـ ‌احمد نوری دلوئی برای «جشن استقلال»

تقدیر: فرزانه مصیبی برای «بزک نمیر بهار میاد»

(داوران: دکتر مسعود کیمیاگر، محمدعلی علومی، شهرام شفیعی)

در رشته فیلمنامه:

[کسی حائز رتبه اول نشد]

2ـ سعید یارندی برای «هیس، ساکت» و ارژنگ حاتمی برای «آیس پک آخر»

3ـ رضا احسان‌پور برای «سرقت از بانک»

(داوران: سیدناصر هاشم‌زاده، علیرضا احمدزاده، رحیم بهبودی‌فر)

در رشته مقاله:

1ـ سیدعمادالدین قریشی برای مقاله «طنز علمی، بحثی ساده اما پیچیده»

2ـ فاطمه تسلیم جهرمی برای مقاله «نگاهی به طنز و کاریکلماتور در آثار کیومرث منشی‌زاده و ویژگی‌های طنز و مطایبه در کاریکلماتورهای پرویز شاپور»

3ـ ابوالفضل حری برای مقاله «درآمدی بر نقش بازی‌های کلامی در پیامک»

(داوران: ناصر فیض، سیدعبدالجواد موسوی)

در بخش ویژه (شعر و نثر محلی):

‌شعر محلی:

قاسم رفیعا برای شعر «مشهدی»

نثر محلی:

[به تشخیص هیات داوران برگزیده نداشت]

تقدیر از:

رضا احسان‌پور برای «کافی‌نت»،‌ «همسریابی»، «شترمرغ»،‌ «مهمون براما اصفهانیا»،‌ «من از عید متنفرم» (لهجه اصفهانی)

سعید ترشیزی برای «فیلم‌شناسی»،‌ «مجموعه زندگی‌نامه» (لهجه مشهدی)

حمید علیزاده (لهجه کرمانی)


***

همچنین از سعید سلیمان‌پور با اثر «خواجه پیشی» در بخش شعر و عباس صادقی برای اثر «مَـ‌مَـ‌مَن...!» در بخش فیلمنامه تقدیر ویژه به عمل آمد.

 

نظر دادن


کد امنیتی
بارگزاری تصویر جدید

طنزنامه

ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
- `خوب ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟`
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: ` فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به قاهره رفتم؛ آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ی آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به اصفهان رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.`
- `پس چرا با او ازدواج نکردی؟`
- `آه، رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!`

Free Joomla Templates by JoomlaShine.com